شهر زیتونی

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳۱ مطلب با موضوع «انقلابی و انقلابی گری» ثبت شده است

﴿إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا﴾


هنگام ثمر دادنمان بود، خزان شد!


داشتم چند روز پیش به یکی توضیح میدادم که نزدیک قله دستشویی‌تون بگیره باخت میدید، قبول نمیکرد. مصداق آوردم که خودم پروپوزال‌هایی که ارسال کردم مجموعا 15 تا پروپوزال در کمتر از 5 ماه ارسال شد که هر کدوم یک پروژه ملی در ابعاد توسعه یک صنعت هست اما خورد به گیر و دار تصمیم دوستان و مسئولان مربوطه تا بشینند یه تصمیم بگیرند و با فاکتورهای تصمیمشون کاری که فقط از من و تیمی که میتونم جمع کنم بر میاد رو قرارداد کنند؛

لابی خواهم کرد؟ اصلا و ابدا

حاضرم تو چندتا از این موارد کوتاه بیام؟ خیر

اگر اون بندگان خدا عقلِ‌تصمیم‌گیری‌شون نرسید، پیگیری میکنم و به بالادستی‌هاشون اعلام کنم که یه همچین چیزی هم وجود داشت و هست که اون‌ها نفهمیدن‌ش؟ احتمالا بله و تا اون موقع که به این تصمیم برسم اینطوری اعلام میکنم که این و متعلقات‌ش برای شما و هر مبلغ یا امکاناتی که از برکت و کرم‌تون هست رو بدید، من راضی‌م


پ.ن 0:

به قول یک بنده خدایی؛ سبز سپاه سرخ است، صورتی نیست!


پ.ن 1:

فرمودند:

«ان‌شاء‌الله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همه‌ی مردم ایران رواج بدهد. ۱۴۰۴/۱۰/۱۹»

ان‌شاءالله بزنیم یه جوری به سلامتی که لیوان‌ها خرد بشه...


پ.ن 2:

یه چیز دلی بخوام بگم این هست که حس میکنم ایران و کلا جبهه موسوم به انقلاب بعد از اون پویش سلام فرمانده وارد لِول امتحان بزرگی شدند؛ یعنی یه طوری بعد از اون خیلی کم پیش اومد که این جبهه‌ها و گروه‌های انقلابی هفته‌ای بدون امتحان و آسون رد کنند از تقریبا بعد از 1400 تا الان و احتمالا تا یه مدت بعدتر؛ نمیدونم شاید حرف دهن‌مون رو نمیدونستیم و یه چیزهایی تو اون سلام فرمانده های نسخه های مختلف گفتیم که نمیدونستیم واقعا این طوری میشه؛ حالا اینکه ما کم میاریم یا خدا میگه اکی راست گفتند یا مثلا ادب شدند و دیگه کسی تا وقتی به اون مرحله نرسیده از این حرف ها نمیزنه، ادامه داشته باشه

خلاصه که خیر باشه


پ.ن 3:

ما منطقیای مدیریت بحران کُن :)


پ.ن 4:

یه تجربه تو محیط کاری هست که شما تا زمانی که بهتون شرح شغلی و کار واگذار نشده، اگر در جایگاه مدیریت کسب و کار یا مدیریت اون بخش نیستید، نباید گردن بگیرید؛ وگرنه میشید رضا در محیط شغلی!

یعنی تو اسم‌ت خورده فلان ولی در عمل پر شال‌ت ده‌ها کار دیگه انجام می‌دی که پروژه جمع بشه ولی می‌ری مثلا تو یک شرکتی که ساختار داره و افراد از شما پروژه نمی‌خواند بلکه تسک می‌خواند، قشنگ تو پاچه‌تون می‌ره و اذیت می‌شید

حالا یا شرکت این کاری که شما می‌کنید رو قدر می‌دونه یا واقعا رفته تو پاچه‌تون

تجربه مثلا شرکتی که سمت مصلا هست و روزهای فرد من به عنوان مدیر سیستم و روش میرم اونجا، این‌طوری بود که مگه میشه یه بیزنس با قدمت چند ده سال یه نرم‌افزار مدیریت تسک یا مدیریت فرایند نداشته باشه؟ بعد خوردم به چالش اینکه مگه میشه بیزنس به این بزرگی و آی‌سی‌تی بودن یه لینوکس‌کار تو بدنه مدیریتی‌ش نباشه که سرور لینوکس راه بندازه؟ بعدش رفتم به چالش مگه میشه ۲۰ نفر ادم تست نفوذ نرم‌افزار و پن‌تست بلد نباشند یه رمز روت لینوکس و نرم‌افزار رو بشکونند؟

همه چالش‌های بالا شاید یک اتفاق معمول برای من باشه ولی اونجا چالش بود و جالب توجه که جواب همه، خیر بود، یعنی نداشتند و در کمال تعجب مدیرعامل و رییس هیئت مدیره که چرا ندارید و چرا نمی‌کنید، خودم همه رو انجام دادم (رفت تو پاچه‌م چون گردن نمی‌گرفتند که درست کنند)

امروز مثلا داشتم به یکی از لایه مدیریت توضیح میدادم که چهارشنبه رفتم و با فلان شرکت صحبت کردم و اینطوری شد و اونطوری شد، آخر صحبت گفت که چرا با من هماهنگ نکردی که من هم بیام؟ بعد من اینطوری بودم که جای دستت درد نکنه که خارج از تایم کاری و تعهدم به شرکت تو، رفتم یه جلسه در لایه بیزینس کلان رو برگزار کردم و نتیجه نسبتا مثبت گرفتم ولی تو اینطوری میگی

بعد از اون یه چند ساعت بعدترش پیش یکی دیگه از مدیرها رفتم و داشتم باهاش حرف میزدم که فلان شد و اینطوری و اونطوری و اگر تو دستورالعمل برای این کار نداری، من تو واحد خودم (برای تاکید، من مدیر بخش سیستم و روش هستم) این رو مینویسم و میدم به تو که ابلاغ کنی، اینجوری بود که حالا نیازی نیست بذار برم بپرسم که بزنیم و بنویسیم یا نه؛ من باز هم اینطوری بودم که مرد حساب تو 11 سال هست که اینجا مدیر هستی و هنوز میری اجازه میگیری؟

شاید باید من هم سوت زنان از کنار خیلی از چالش هایی که مثل آب خوردن حل کردنشون طول میکشه بگذرم و بذارم این چالش براشون بحران بشه؛ نمیدونم

ما منطقیای مدیریت بحران کُن!

مثال دیگه ش یه سرویسی هست که چند ده هزار دلار یه شرکتی با شرکت قبلی خانمم قرارداد بسته بود و بعد از 3 سال هنوز تیم چند نفره اون ها نتونستند بالا بیارند بعد من کدش و کل سامانه رو 2 روزه بالا آوردم؛ خانمم بعد از پرزنت و تحویل سامانه یه سرویس مشابه ای رو گفت که این هم میتونیم بالا بیاریم؟ گفتم احتمالا 3 روزه میشه بالا آورد که 2 روزش رو قبلا انجام دادیم (من فرایندی نگاه کردم و دیدم که ورک فلو سامانه قبلی با این یکی زیاد فرقی نمیکنه و همون قبلی رو میتونم با یه خرده تغییر به این جدیده تبدیل کنم)؛ قرار شد که خانمم بره در لایه مدیریت شرکت جدیدشون صحبت کنه که یه همچین چیزی رو برای شوآف براتون بالا میاریم ولی از اون طرف هوامون رو داشته باشید. حالا هنوز که این صحبت پیش نرفته ببینیم میشه یا نه


پ.ن 5: (یه خرده فنی)

تا زمانی که سیستم‌عامل انحصاری و یا اوپن سورس ندارید، اساسا اینکه اطمینان به این داشته باشید که شنود می‌شوید یا نمی‌شوید، چیز محالی هست!

حتی اخیرا به نظرم کامپایلر اختصاصی هم نداشته باشید، به گزاره پاراگراف بالا میشه اعتماد کامل نداشت (یعنی مشکل با سیستم‌عامل اختصاصی حل نخواهد شد) حالا از نظر فنی چرا همه چی بسته هست؟ با در نظر گرفتن دو گزاره بالا این اتفاق میافته که شبکه و دسترسی شما میتونه به عنوان یک نقطه برای اتصال نفر بعدی باشه و سیستمی که قرار بود از یک سری چیزها حفاظت کنه (که اولینش جلوگیری از تبدیل معترض به مجرم هست) به راحتی کولپس (فروپاشی) میکنه؛ فلذا ناراحت و عصبانی باشید ولی از اتفاقات عدم دسترسی کینه نداشته باشید، راه دیگه ای به ذهنشون نرسید؛ یعنی شاید شما تو خونه تون نشستید و هیچ کاری نمیکنید و صرفا میخواهید اخبار چک کنید ولی یه نفر تو خیابون داره ماشین آتیش میزنه، اینکه بتونند از نظر شبکه ارتباطی شما رو با اونی که پایین خیابون داره ماشین آتیش میزنه جدا کنند از نظر فنی به راحتی امکان پذیر نیست

(دارم ماله ج.ا رو میکشم؟ با افتخار بله

آیا حرفی که زدم از نظر فنی غلط هست و صرفا ماله کشی هست؟ خیر)


پ.ن 6:

یه فوت کوزه گری تو گزارش های اوسینتی و گزارش هایی که حاصل تجمیع چند ده تا گزارش در کنار هم، هست وجود داره؛ اون هم اینه که شما بتونید نحوه رفرنس دهی تو مطالب مختلف و همچنین لحن نوشتار افراد رو یکپارچه کنید تا به گزارش نهایی کارفرما برسید؛ یعنی مثلا یک گزارش باید تولید کنید که فلانی که تو یک کشور دیگه هست در یک بازه زمانی مشخص چه کارهایی انجام داده؛ می آیید این رو تقسیم میکنید به مثلا 5 تا گزارش که یکی بره در مورد فرهنگ های مختلف و مرتبط اون کشور یک سری گزارش تهیه کنه، یکی وقایع اون بازه زمانی رو بره ببینه، یکی در مورد افراد مرتبط تحقیق کنه و یکی شبکه های اجتماعی یارو رو بررسی کنه؛ در نهایت شما به عنوان بخش ستاد و تحویل دهنده گزارش هایی که بخش صف درست کردند باید بتونید این چند تا گزارش رو بهم وصله و پینه کنید و یک چیز تمیز و منطقی تحویل کارفرما بدید و این هم یک هنری هست که تو جایی که نیاز هست به خاطر ماهیت تقسیم کارها بین چند نفر و تولید گزارش های مختلف و... اگر تو بخش ستاد بوده باشید و کار صف هم کرده باشید باید یاد بگیرید یا تجربه کنید


پ.ن 7:

بین موبایل فروش/ دلال با مسئولی که بلد نیست با مردم حرف بزنه ولی میخواد کار درست حذف یارانه رانتی رو انجام بده، با افتخار از دومی حمایت می‌کنم

یعنی اساسا تبدیل بانک مرکزی به یک صرافی ملی کار بزرگ و خوب و تجربه شده ای هست که باید یکی بالاخره گردن میگرفت که بالاخره شد

"تراستی‌ها تا دیروز اقتصاد ایران را گروگان گرفته بودند و امروز امنیت ایران را هدف گرفته‌اند و بیش از ۱۰ میلیارد دلار از منابع ارزی ایران را بلوکه کرده‌اند. "

پ.ن 8:

روز یکشنبه ها در بخشی از حرم امام رضا ع منبر فضائل علوی برگزار میشه و ظاهرا قرار هست این همیشه تا همه وقت ادامه داشته باشه؛ ان شاءالله با دوام باشه

فیلم های این رو میتونید در کانال های مرتبط با آستان قدس و همچنین کانال های مرتبط با حامد کاشانی تحت عنوان منبر فضائل علوی در آستان رضوی دنبال کنید.

منبر فضائل علوی در آستان رضوی؛ جلسه اول | https://www.aparat.com/v/szd9to3

منبر فضائل علوی در آستان رضوی؛ جلسه دوم | https://www.aparat.com/v/ljhk678 


۱ نظر ۲۲ دی ۰۴ ، ۲۳:۲۲
R_A Zeytun

  • ظلم معنایش این است که ظالم از حدّ خود تجاوز بکند به مرز دیگری برسد مظلوم معنایش این است که بیگانه وارد حریم او شد این معنی ظالم و مظلوم است.
  • انسان می‌تواند خودش را تعقّل کند به خودش عالِم بشود اتحاد عالم و معلوم ممکن است اتحاد عاقل و معقول ممکن است اما اتحاد ظالم و مظلوم که ممکن نیست این بازگشتش به نقیضین است.
  • اینها به خودشان ظلم کردند, اینها به خودشان ظلم کردند یعنی چه؟ چه کسی ظالم است چه کسی مظلوم است. در تحلیلهایی که از این طایفه از آیات برمی‌آید روشن شده است که این شهوت و غضب که بخش تحریکی و عملِ شئون نفس است آن بخش وهم و خیال که بخش اندیشه و ادراکی نفس است اینها مرزی دارند عقل که با فطرت الهی آمیخته است و آن عقلِ عملی که خدا او را مُلهم کرده به فجور و تقوا این نورانیّتی است در درون انسان یک موجود مجرّدی است در درون انسان که خدا این را به ما تملیک نکرد این را امانت به ما داد که ما از این چراغ استفاده کنیم مثل اینکه چراغی را دیگری به زید می‌دهد می‌گوید آقا این چراغ را بگیر و این راه را برو دیگر تملیک نکرده این چراغ را به او به عنوان امانت داده حالا اگر او این شیشه چراغ را بشکند یا این شیشه را غبارآلود کند که نور این چراغ به جایی نرسد خب به این چراغ ظلم کرده به صاحب چراغ ظلم کرده حقّ دیگری را برده. آن ﴿فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا﴾ مِلک ما نیست آن ﴿وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ٭ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾ امانت الله است مِلک ما نیست اگر کسی در بخش اندیشه به آن عقل اهانت کند ظلم کرد به آن خودی که لایه دوم است و امانت الهی است, اگر در بخش انگیزه شهوت و غضب به آن عقلی که «به عُبد الرحمن» تعدّی بکنند او را به بند بکشند خودشان امینِ قافله بشوند به آن خود ظلم کردند. چون ما دو خود داریم یک خودی است که امانت الله است یک خود داریم که به حسب ظاهر مِلک ماست در سورهٴ مبارکهٴ «حشر» و در سورهٴ مبارکهٴ «آل‌عمران» و «نساء» بین این دو خود فرق گذاشته در سورهٴ «حشر» فرمود اینها چون خدا را فراموش کردند خدا اینها را از یاد خودشان برد اینها خودشان را فراموش کردند ﴿لاَ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ﴾
  • قصاص حقّ خود شخص است در قصاصِ طرف شخص می‌تواند عفو کند شخص می‌تواند ترمیم کند در قصاص نفس ولیّ دم می‌توانند اعمال حق کنند می‌توانند ببخشند اما بعضی از حقوق است که نه برای خود انسان است نه برای ولیّ او ـ معاذ الله ـ اگر به زنی تجاوز شده یا به مردی تجاوز شده این ناموس و عفّت آیا حقّ‌الناس است یا حقّ‌الله اگر به زنی تجاوز شده این زن می‌تواند بگوید من گذشتم اگر به مردی تجاوز شده این مرد می‌تواند بگوید من گذشتم این مثل خون است که حقّ اوست یا عِفاف است که حقّ الله است چرا زن اگر بگذرد باز پرونده هست که ﴿فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا﴾ هست معلوم می‌شود عفّت و ناموس جزء آن خود دوم است که حقّ الله است ما امینیم این آیات الهی است. خب کدام فقه است کجا فقه است کدام فقیه است که می‌تواند فتوا بدهد که اگر زن بگذرد حدّ زنا و حدّ رَجم و امثال ذلک ساقط است ـ معاذ الله ـ معلوم می‌شود این حقّ الله است این حقّ الله برای آن امانت الله است این همان لایه دومی است این همان خودی است که ما امین اوییم نه مالک او که اگر کسی عفافش را از دست داد حجابش را از دست داد به خود ظلم کرد یعنی آن خود دوم آن خودی که امانت اوست برای او نیست اینکه می‌گوید من خودم آزادم این آمده امانت الهی را انکار کرده مِلک خود گرفته و غاصبانه دارد زندگی می‌کند و خود را مالک آن می‌داند این می‌شود ﴿أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ﴾ خدایِ او همان هوس اوست برای اینکه مالکِ آن نفس خداست مالک عفّت و ناموس خداست اگر کسی بگوید من صاحب‌اختیار خودم هستم همین می‌شود ﴿أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ﴾
  • آنچه را که طهارت جامعه و قداست جامعه را فراهم کرده است همین چشمِ پاک گوش پاک زبان پاک لسان پاک و امثال ذلک است گفتند خلوت اجنبیّه با اجنبی در جایی جایز نیست و نماز هم بی‌اشکال نیست برای اینکه این به حریم خدا دارد تعدّی می‌کند هر اشکالی در جامعه پیدا شده بر اثر رعایت نکردن مسئله حجاب و مسئله عفاف و رعایت نکردن آداب چشم و گوش است وگرنه خطرهای مهم پیش نمی‌آمد
  • بدن انسان را خدای سبحان موقّتاً تملیک کرده به دلیل اینکه فرمود اگر کسی به شما آسیب رساند می‌توانید عفو بکنید در اختیار شماست مِلک شماست چیزی را خدای سبحان تفویض نکرده در خلال حرف هم اشاره شد که تفویض نشده که انسان بشود مالکِ مطلق لذا به بدن خودش هم نمی‌تواند آسیب برساند تفویض نکرده لکن اگر کسی به بدن او آسیب رساند قصاص طرف می‌خواهد بکند ولی اگر نکرد حقّ مشروع اوست می‌تواند عفو کند چه قصاص طرف چه قصاص نفس اما مسئله حجاب این طور نیست مسئله عفاف این طور نیست.

سوره نور آیات 1 و 2


۲۳ اسفند ۰۲ ، ۰۵:۱۵
R_A Zeytun
۲۹ آذر ۰۱ ، ۱۲:۴۳
R_A Zeytun

آیت الله جوادی آملی می‌فرماند که:

مال در نظام اسلامی به منزله ستون فقرات یک ملّت است، ثروت مملکت را نباید به دست سفیهان سپرد، زیرا ثروت مملکت عامل پایداری یک ملّت است. اگر ملّتی نتواند ستون فقراتش را حفظ بکند فقیر است؛ فقیر به آن ملّتی می‌گویند که ستون فقراتش شکسته است.


به عنوان یک مهندس صنایع که میشه گفت اجازه‌ی دادنِ دکترین رو داره و همین الان درگیرِ بهینه‌سازیِ کارهای یک شرکت بزرگ تولیدی-خدماتی هست و کامل با پیچیدگی مسائل اقتصادی آشنا هست و...، باید بگم که:

نمیشه بخوای "جراحی اقتصادی" بکنی اما ته تحصیلات و تخصصت "طب سنتی" باشه ای دلربا


پ.ن 0:

اگر میشه برای خوب بودنِ آزمونِ ارشدِ یه بنده خدایی و قبولی تو بهترین جایگاه با بیشترین حسِ خوبی که میتونه به خودش و خونواده‌ش منتقل بشه، رو سر من منت بذارید و دعا کنید. خدا خیرتون بده


۱۹ ارديبهشت ۰۱ ، ۰۹:۰۳
R_A Zeytun


رحمة الله علیه


پ.ن:

این بشر حیف بود شهید نشه

به قول استاد مجید شاه حسینی، زیست شهیدانه‌ای داشتند.

و صد البته دوست داشتم قضیه حاج احمد متوسلیان رو به نتیجه برسونه

گفته بود می‌خوام به نتیجه برسونم، چند سال پیش یه لیستی از آدم‌هایی که از این واقعه خبر داشتند و حتی ادعا داشتند که می‌دونند حاج احمد رو تو کدوم اردوگاه نظامی دفن کردند درآورده بود و می‌خواست بره لبنان رایزنی کنه که حداقل صحت یا عدم صحت قضیه‌ی دفن حاج احمد مشخص بشه.

اللهم إنا لا نعلم منه إلا خیراً


۰۹ ارديبهشت ۰۱ ، ۲۳:۴۲
R_A Zeytun

 

(تصویر تزئینی است!)

اسرائیل دو نفر ایرانی رو تو سوریه شهید کرده، ما پایگاه آمریکا تو عراق رو میزنیم.

سر اختلاف ایران و اسرائیل، خاک سوریه و عراق موشک می‌خوره و در سطح کلان، کل خاورمیانه تو جنگ (ایران و اسرائیل به صورت نیابتی و بقیه کشورها صحنه‌ی این مبارزه) هستند. نوع مواجه با اسرائیل و نوع رویکردی که ایران نسبت به این غده‌ی سرطانی داره، به نظرم اصلا مواجه درستی نیست و البته اینکه هدف کشور رو روی نابودی و ری‌اکت نسبت به یک گروه قرار بدی، با نابودیِ اون منطقه عملا حاکمیت‌ت بدون هدف می‌مونه (اون صحنه که بتمن تصمیم گرفت دیگه به جوکر اهمیت نده رو تصور کنید)

چرا اردن نه؛ چرا تو خاک جولان نه؟

 

چرا اصلا دو نفری نمیرند یه جزیره بخرند و اونجا موشک‌هاشون رو امتحان کنند؟

اصلا مگه اسرائیل یک ارتش ایدئولوژ داره که سپاهِ دارایِ ایدئولوژی باهاش کَل کَل می‌کنه؟ وقتی اجازه میدی که با هر بی‌حیایی دهن به دهن بشی، این مسئله طبیعی هست که تو خاک غریب، نیروهات رو بزنند.

همه‌ی این‌ها یعنی من اسرائیل رو دشمن نمی‌دونم؟ خیر، من هنوز تنها عکسی که توی اتاقم نصب هست، عکس عماد مغنیه هست و تنها نقشه‌ای که توی اتاقم نصب کردم، برش نقشه‌ی خاورمیانه از ایران تا غزه هست.

 

پ.ن 0:

یه کم خاطرات بدون سانسور از مدافعان حرم ببینیم - جانباز مدافع حرم مسعود نعمتی (ترجیحا در جای خلوت یا با هندزفری گوش کنید!)

 

 

 

۵ نظر ۲۲ اسفند ۰۰ ، ۱۷:۱۰
R_A Zeytun

 

پ.ن:

حاجی مون قاطی کرده بود میگفت، همه‌ش میگید دستاورد ج.ا درزمینه‌های علمی، نانو و...

خداییش کدوم یکی از این علم وفناوری اگرانقلاب نمیکردید، تو ایران نمی‌اومد؟

چنتا سازه و دانشگاه رو دست سازه‌های دوران شاه ساختید؟

هنوز هم دانشگاه‌های تراز (امیرکبیر، شریف، تهران، صنعتی اصفهان و...) برای دوران شاه هست.

جالبتراین بود که کسی نمیتونست بهش برچسب ضد انقلاب بزنه و این شیرین بود برام که بالاخره یه نفر این حرف‌ها رو زد!

حاجی معتقد بود که دستاورد ج.ا شیخ زکزاکی، عماد مغنیه، ابراهیم همت، آوینی، سعید قاسمی و... هستند که اگر شاه بود، این‌ها نبودند و ساخته نمی‌شدند وگرنه چهارتا تیر و تخته و تکنولوژی رو میشد از بیرون تو دوران شاه، حتی بهتر از این‌هایی که داریم رو بیاریم.

۴ نظر ۲۴ بهمن ۰۰ ، ۲۱:۴۶
R_A Zeytun

مسلم: دلم گرفته مرتضی، دلم گرفته.

این همه چراغ، توی این شهر، هیچ کدوم چشامو روشن نمی کنه.

این همه چشم، توی این شهر، مرتضی هیچ کدوم دلمو گرم نمی کنه.

مرتضی این جا همه می دوند که زنده بمونند، هیچ کس نمی دوه که زندگی کنه.

این شهر همش شده زمین، دیگه آسمونی نداره این شهر.

من دلم آسمون میخواد مرتضی، آسمون!

مرتضی: وقتی دلت آسمون داشته باشه چه توی چاه کنعان باشی چه تو زندان هارون آسمون آبی بالا سرته.

مسلم: از کجا یه آسمون پیدا کنم مرتضی؟!

مرتضی: فقط چشماتو باز کن تا آسمون چشمای صاحبتو بالا سرت ببینی.

زمین و آسمون از چشمای اون نور میگرن پسر.

چشماتو رو خودت ببند مسلم، ببند...

 

اینا دیالوگ‌های فیلمِ «خداحافظ رفیق» هست.

 

پ.ن۰:

 

 

 

شهید عماد مغنیه:

قدرت بدنی در جنگ و جهادِ ما تاثیری ندارد، روحیه‌ی ما است که در جنگ اثر دارد.

شهید جهاد مغنیه:

لا الکورنیت ولا الغراد ولا الزلزال ولا خیبر ولا الرعد، هیدا الدم هو لی کان عم یثمر نصر

نه کورنت و نه غراد و نه زلزال و نه خیبر و نه رعد (این‌ها نام برخی از موشک‌های محور مقاومت هستند) اثری در پیروزی ما ندارند، این خونِ ما و ایمانِ ما است که موجب پیروزی شده است.

۰۷ تیر ۰۰ ، ۲۳:۱۵
R_A Zeytun

 

أطمئن الجمیع بأن وضعی الصحی جید ولا زلت أحمل أملاً کبیراً بأن نصلی فی القدس ان‌شاءالله...

من به همه اطمینان می دهم که وضع سلامتی من خوب است و هنوز بسیار امیدوارم که در مسجدالاقصی نماز بخوانیم، ان‌شاءالله...

 

دیروز که احتمالا یه جمع کثیری از ملت در حالِ تماشای مناظره دومِ مسخره، چرت، قبیح، وقت تلف کن و بسیار زشتِ انتخابات بودند؛ سید حسن نصرالله به مناسبت تأسیس شبکه المنار اومدند صحبت کنند و البته به این شایعاتی که بعد از سخنرانیِ قبلی‌شون مطرح شده بود و نگرانی‌های مردم بابتِ اون سرفه‌ها پایان بدند.(سید حسن ظاهرا حساسیت فصلی دارند و این قضیه هرسال هست و سعی میکنند که تو این فصل کمتر سخنرانی داشته باشند ولی این سری مجبور شدند که سخنرانی کنند و چندباری توی سخنرانی سرفه کردند، رسانه‌های اسرائیلی یه سری شایعات رو تو لبنان و اسرائیل و حتی یه چنتایی تو ایران هم دیدم، منتشر کردند که سید حسن نصرالله حالش خوب نیست و حزب‌الله دنبالِ دبیرکل بعدی هست یا گفته بودند این سرفه‌ها به خاطر ابتلای سید به کرونا هست و...)

من به جای دنبال کردنِ اون مناظره‌ی کثیف که به قولِ اون کلیپ‌ها {لینک‌ها باز شود!} «خریت محض» و «زشت و کثیف و...و ما داریم کجا میریم و...» تو نحوه‌ی اجرا و نحوه‌ی پرسش و پاسخ و حتی جواب دادنِ کاندیدها بود و اعصابم رو خورد کنم؛ زنده و با زبون عربی این سخنرانی رو از بخش اینترنتی المنار تا یه جاهایی‌ش شنیدم و دیدم و از بخش‌های خیلی خوب و حال خوب کن برای من، این لبخندِ سید و خبرِ سلامتی دادن‌شون و البته اینکه گفتند من هنوز هم امید بسیار دارم که ان‌شاءالله تو مسجدالاقصی نماز بخونیم بود.

۱۹ خرداد ۰۰ ، ۱۰:۴۹
R_A Zeytun

دیروز اومدم برای روزِ قدس، یه پست با محتوای موسیقی و کلیپِ عربی در مورد فلسطین که «محمد عساف» خونده رو آماده کنم، کلیپ رو که تو آپارات آپلود کردم نیم ساعت بعد پیغامِ زیر رو داد!



حالا درسته که توی اون کلیپ رقص و پای کوبیِ دختران و پسرانِ نوارِ غزه بود و بعضا با پوشش‌های نامتعارف توی کلیپ رقصِ فلسطینی انجام می‌دادند و واقعا مغایر با فرهنگِ مقاومتِ اسلامی فلسطین و فرهنگِ عمومیِ ایران بود!! ولی آیا این درست هست که موزیک ویدیوی خواننده‌ی مردمیِ فلسطینی که در موردِ امید و آرزوش برای برگشت به فلسطین می‌خونه رو حذف کنید؟!


{تصویرِ یکی از دخترانِ چفیه به سر در اعتراضاتِ رام‌الله که به دوربین اشاره می‌کنه و خط و نشون می‌کشه}

VS

{تصویرِ یکی از دخترانِ اسرائیلی که داره اشک می‌ریزه در تظاهراتِ علیهِ فسادِ قضات در برخورد با قضیه‌ی قتل در هتل}


آیا باید همیشه چهره‌ی بچه‌های مقاومت فلسطین همراه با سنگ و کلوخ نشون داده بشه در صورتی که این بندگانِ خدا چندسالی هست که موشک‌های دقیقِ نقطه‌زن دارند و خودشون پهپاد درست می‌کنند؟!

آهنگش این بود:


فلسطین أنتِ الروح ونن العین / فلسطین مثل أرضک نلقى وین / فلسطین على عتابک لاقینا

فلسطین نفدیکى بعینینا / فلسطین أنتِ الروح ونن العین / فلسطین مثل أرضک نلقى وین

هلا والله ویا هلا ... بالأصل والمرجلة / هالفلسطینی المهیوب ... مین بالدنیا بیجهلا

فلسطینی واسمی کافی.. والکوفیة فوق کتافی / والکلمة ان طلعت على شفافی .... توقف الدنیا بأکملا


فلسطین تو قلب و چشمِ ما هستی/ فلسطین سرزمین‌ت رو ملاقات خواهیم کرد/ فلسطین بلندی‌هایی سرزمین‌ت را ملاقات خواهیم کرد

فلسطین با چشمان‌مان از تو محافظت می‌کنیم/.../...

به خدا قسم که نوشته شده فلسطین باشکوه است حتی اگر دنیا از روی جهالت این مسئله رو متوجه نشود

اسمِ من، فلسطینی هست و این کافیه و چفیه‌ی من روی دوشم هست/کلمه‌ای که بر زبانم جاری میشه (منظور همین اسمِ من فلسطینی هست) و این به عنوان حسن ختام کلمه‌های دنیا بس هست.


 فلسطین أنتِ الروح | محمد عساف




۱۷ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۱:۲۷
R_A Zeytun

خدمت حضرت آقا عرض کردم آقا ما در شب گذشته برای آماده‌سازی پیکر مطهر شهدا اقدام کردیم. نمی‌شد آنها را غسل بدهیم، تیمم داده و تجهیز شدند...به سختی تکه پاره‌های این پیکرها را جمع و جور کردیم. گوشت‌های پراکنده را سامان دادیم تا بتوانیم در قالب یک پیکر درآورده و آنها را در تابوت قرار دهیم...شهید سر نداشت، بخشی از کتف ایشان باقی مانده بود و بخشی از مچ پا به پایین و دست و اجزایی که کوبیده شده بود. اینها اربا اربا بودند. من اینها را خدمت آقا عرض کردم و بعد هم به کربلای حضرت ابا عبدالله(ع) اشاره کردم و گفتم «ما که با این وضعیت به سختی شهیدان را جمع و جور کردیم، نمی‌دانم امام زین‌العابدین علیه‌السلام در کربلا چگونه تنها با بوریا پیکر حضرت اباعبدالله علیه السلام را مهیای تدفین کردند؟!».

آقا فرمودند «شما به زحمت افتادید اینها شهید معرکه بودند...»

سردار باقرزاده | فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح (مراسم آماده‌سازی پیکر حاج قاسم سلیمانی و همرزمانشون)

پ.ن:

شهید معرکه حکم «لایغسل و لایکفن» دارد، غسل و کفن ندارد...

 

پ.ن:

از حدود اذان یه غمِ عجیب و البته جدیدی دارم که فکر کنم یه اتفاقی توی جبهه‌ی مقاومت افتاده باشه؛ با اون غمِ سنگین داشتم از خواب می‌پریدم که صدای اذان گوشی‌م و « أشهد أن علیّاً ولی الله» از خواب پاشدم و یه کم آروم شدم ولی خب اون غم نه به اون شدت ولی هنوز هم هست؛ خدا بخیر کنه...

بعدانوشت(پس از شنیدنِ فوتِ آیت الله مصباح):

آه از غمی که تازه شود با غمی دگر...

پ.ن:

برگردی ای کاش...

۱۲ دی ۹۹ ، ۰۷:۱۱
R_A Zeytun

کوه باشی، سیل یا باران چه فرقی می‌کند

سرو باشی، باد یا توفان چه فرقی می‌کند

 

مرزها سهم زمین‌اند و تو اهل آسمان

آسمان شام یا ایران چه فرقی می‌کند

 

قفل باید بشکند، باید قفس را بشکنیم

حصر «الزهرا» و «آبادان» چه فرقی می‌کند

 

مرز ما عشق است، هرجا اوست آنجا خاک ماست

سامرا، غزّه، حلب، تهران چه فرقی می‌کند

 

هر که را صبح شهادت نیست شام مرگ هست

بی‌شهادت، مرگ با خسران چه فرقی می‌کند

 

شعله در شعله تن ققنوس می‌سوزد ولی

لحظۀ آغاز با پایان چه فرقی می‌کند

سیدمحمدمهدی شفیعی

 

پ.ن:

در مسلخ عشق، جز نکو را نکشند...

۱۱ دی ۹۹ ، ۱۰:۵۴
R_A Zeytun

****

***


انا افتقده کثیرًا.. انا من الاشخاص الذین یفتقدونه کثیرًا

پ.ن:

سید حسن نصرالله در مورد موشک‌های کورنِت و اینکه این موشک‌ها رو سوریه و بشار اسد از روسیه خریده بود ولی حزب الله از این موشک‌ها استفاده کرد، خیلی صحبت‌های جالبی داشتند!

این موشک‌ها همون موشک‌هایی هستند که تانک‌های افسانه‌ای مرکاوای اسرائیل(به قول خودشون البته! که میگند توی این تانک‌ها همه‌ی تجهیزات جنگ الکترونیک در حد اعلا وجود دار و به نوعی سپر محافظی داره که امکانِ نابودیِ این تانک‌ها رو به صفر می‌رسونه! (ارواحِ خودشون!)) نابود کردند.

سید حسن گفتند که ما این موشک‌ها رو از بشار اسد گرفتیم و البته پول‌ش رو هم ندادیم! حالا اینکه حاج قاسم پولش رو داد یا نه نمی‌دونم؛ چند وقت بعد حاج قاسم گفتند که اینا رو به نوار غزه برسونیم و نیروهای مقاومت فلسطین از این‌ها استفاده کنند، قرار شد که هر کی زودتر بشار رو دید از بشار اسد بپرسند راضی هست یا نه، سید میگه من زودتر دیدم و بشار گفت مگه میشه؟ که سید حسن گفتند آره و...، بعد ظاهرا حاج قاسم این موشک‌ها رو دستِ بچه‌های مقاومت فلسطین می‌رسونند و اینجوری معادلاتِ منطقه عوض میشه

۰۸ دی ۹۹ ، ۱۲:۱۶
R_A Zeytun

ما در روزهای سخت باهم بودیم...


چقدر حسم برای سید حسن نصرالله عزیز که دارند صحبت می‌کنند گوله گوله اشک میشه وقتی در مورد حاج قاسم حرف میزنه


بعضی از بقیه‌ی صحبت‌هاشون:

  • ابو مهدی المهندس شخصیة شبیهة بالحج  قاسم سلیمانی و هو قائد کبیر
  • انا افتقده کثیرًا.. انا من الاشخاص الذین یفتقدونه کثیرًا (معنی این جمله رو با دستور زبان عربی بدونید، حستون نسبتِ این جمله مثلِ حسِ من میشه که دوست دارم زار بزنم ولی تو خونه این امکان برام وجود نداره)
  • ...
۰۷ دی ۹۹ ، ۲۲:۳۹
R_A Zeytun

با تاخیر تولد سید حسن نصرالله عزیز، مبارکشون باشه و ان‌شاءالله که سلامت باشند.

توی دورانِ مسئولین بی‌کفایتی و ترسویی که داریم، واقعا وجودشون نعمتی هست و باعث آرامش و دلگرمی آدم میشه..

فیلم‌های زیر جشن تولدی هست که مردم توی خیابون برای سید گرفتند، کاش ما هم یه نفر آدم اجرایی که هنوز ترور نشده باشه و مردم اون بزرگوار رو بشناسند رو داشتیم که انقدر محبوب اکثریت باشه و با ذوق براش جشن تولد توی خیابون ها بگیریم؛ حیف... .

(سید حسن 61ساله شدند)

 

 

 

 

الله معک نحنا معک| علی العطار

 

 

۱۱ آذر ۹۹ ، ۰۲:۰۳
R_A Zeytun