شهر زیتونی

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

برای بیان و بلاگ نویسی

چهارشنبه, ۷ اسفند ۱۴۰۴، ۰۸:۱۷ ب.ظ

اگر از رفرنس‌های بین‌المللی بخواهیم استفاده کنیم، بعد از پیدایش شبکه‌های اجتماعی در قالب اپلیکیشن‌های گوشی، ساختار و فضای بلاگ‌نویسی طبق نظریات مختلف رسانه و سیستم‌های اطلاعاتی (IS) تقریباً رو به زوال بوده و خواه و ناخواه وبلاگ‌های شخصی قرار بوده که نابود بشوند؛ شروع این ماجرا هم از تعطیلی گوگل ریدر و کوچ تدریجی مخاطب از RSS به فیدهای الگوریتمی بود.

تعطیلی Google Reader در سال ۲۰۱۳ شاید فقط خاموش شدن یک سرویس ساده نبود؛ نقطه‌ای نمادین بود در گذار از «وبِ انتخاب‌محور» به «وبِ پیشنهاد‌محور». جایی که به‌جای آن‌که ما انتخاب کنیم چه بخوانیم، الگوریتم‌ها برایمان تصمیم گرفتند!

از منظر نظریه رسانه، این تغییر چندان هم عجیب نبود. Marshall McLuhan سال‌ها پیش گفته بود «رسانه خود پیام است»؛ یعنی شکل رسانه، بیش از محتوای آن، بر نحوه اندیشیدن ما اثر می‌گذارد. وبلاگ رسانه‌ای آهسته، تأملی و مبتنی بر آرشیو بود. شبکه‌های اجتماعی رسانه‌ای سریع، لحظه‌ای و مبتنی بر واکنش‌اند.

از طرف دیگر، اگر به نظریه «جامعه شبکه‌ای» Manuel Castells نگاه کنیم، قدرت از مراکز ثابت به گره‌های سیال شبکه منتقل شد. وبلاگ‌نویسِ مستقل که روزی یک «گره مرجع» بود، حالا در میان انبوه نودهای پرسرعت شبکه گم شد؛ نه به این دلیل که حرفی برای گفتن نداشت، بلکه چون سرعت، جای عمق را گرفت.

پلتفرم‌هایی مثل Instagram، Twitter و بعدتر TikTok مدل توجه را بازطراحی کردند. اقتصاد توجه دیگر بر مبنای خواندنِ یک متن هزارکلمه‌ای شکل نمی‌گرفت؛ بر اساس اسکرول بی‌پایان و درگیری لحظه‌ای شکل می‌گرفت.

وبلاگ، مثل نامه‌نگاری کاغذی، از یک عادت عمومی به یک انتخاب شخصی تبدیل شد.

و درست هست که شاید دیگر «جریان اصلی» نیست، اما هنوز «پناهگاه» است!

برای من، این هشت سال بیان و قبل تر رزبلاگ تمرین ساختن آرشیو از خودم بود و البته دستاوردهای زیاد و باحالی مثل ازدواج هم از بلاگ بیان اتفاق افتاد (برای فضول های جمع: من مامانم (شماها با عنوان مادرخانم در روابط فامیلی یاد میکنید ولی برای من مامان) توی بیان و یکی از بلاگ نویس ها هستند). شبکه‌های اجتماعی به من دیده‌شدن دادند، اما وبلاگ به من «شدن» داد.

اگر روزی دوباره نوشتنِ آهسته مُد شد،

اگر دوباره کسی خواست به‌جای اسکرول کردن، مکث کند،

شاید جایی در گوشه‌ای از این اینترنتِ شلوغ،

وبلاگ‌ها دوباره نفس بکشند.

قاعدتا قطعی اینترنت بین الملل و شبکه های اجتماعی اثر پناهگاه بودن بلاگ رو به همه ثابت کرد و روشن شدن ستاره‌های بلاگ‌هایی که دنبال می‌کنیم، این رو ثابت کرده اما با این حال اگر قرار باشه از طرف سرویس‌دهنده به دلایل بیزینسی سرویس بلاگ خاموش بشه؛ شاید برای آخرین بار بشه به عقل جمعی رجوع کرد

پیشنهاد من این هست:

اگر قرار نیست وبلاگ‌نویسی بمیرد، باید مدل اقتصادی‌اش عوض شود

یکی از دلایل افول وبلاگ‌ها، نه کاهش علاقه به نوشتن، بلکه نبود مدل اقتصادی پایدار بود. شبکه‌های اجتماعی بر پایه اقتصاد توجه و تبلیغات رشد کردند؛ اما وبلاگ‌های مستقل اغلب بدون پشتوانه مالی مشخص اداره شدند.

مدل پیشنهادی من، چیزی شبیه به یک کرادفاندینگ دوره‌ای و هدف‌محور است.

الهام این ایده را می‌توان در پلتفرم‌هایی مثل Patreon یا Kickstarter دید؛ اما با یک تفاوت مهم:

اینجا حمایت برای «ادامه حیات یک زیرساخت» است، نه تولید یک محصول جدید.

سازوکار پیشنهادی من:

۱. هر دوره (مثلاً هر ۶ ماه)، هزینه شفاف نگهداری سرویس اعلام شود:

سرور

دامنه

پشتیبانی فنی

توسعه و به‌روزرسانی

۲. یک نوار پیشرفت عمومی روی وبلاگ‌ها نمایش داده شود:

«برای ادامه فعالیت تا ۶ ماه آینده، به X مبلغ نیاز داریم.»

۳. کاربران مطابق تمایل خود مبلغی پرداخت کنند.

نه اشتراک اجباری، نه دیوار پرداخت، نه محدودسازی محتوا.

۴. اگر مبلغ کامل تأمین شد → سرویس برای آن دوره فعال می‌ماند.

اگر تأمین نشد →

بخشی برای تسویه هزینه‌های ضروری برداشت می‌شود

مابقی به پرداخت‌کنندگان بازگردانده می‌شود

این مدل، چیزی بین «دونیشن» و «اشتراک» است؛

اما مهم‌تر از آن، قرارداد شفاف اجتماعی بین پلتفرم و کاربران ایجاد می‌کند.

چرا این مدل می‌تواند جواب بدهد؟

حس مالکیت جمعی ایجاد می‌کند

استقلال محتوایی را حفظ می‌کند

تصمیم ادامه یا پایان سرویس را به جامعه می‌سپارد

در واقع، ادامه حیات سرویس نه تصمیم یک شرکت، بلکه تصمیم جمعی کاربران خواهد بود.

این همان چیزی است که نظریه‌پردازانی مانند Yochai Benkler در بحث «تولید همیارانه مبتنی بر اشتراک» به آن اشاره می‌کنند: ساختارهایی که بر پایه مشارکت داوطلبانه اما سازمان‌یافته شکل می‌گیرند.

۰۴/۱۲/۰۷
R_A Zeytun

نظرات  (۱)

چقدر خوب بود این پست ...

جالبه این روزها انگار پست های بیان رو با دقت و آرامش بیشتری میخونم
شبیه متن درس برای امتحان ....


آشنایی ها و دوستی ها در وبلاگ به نظرم از سر احساس نیست یک منطق عمیق هست که در هیچ کجا یافت تمیشه


اون پاراگراف مخصوص خودم چشمام رو قلب قلبی کرد


و منم از بیان برای پیدا کردن همچین پسری تشکر ویژه میکنم


پیشنهادتون هم برای ادامه حیات وبلاگ نویسی عالی ست
پاسخ:
(★‿★)
(●'◡'●)

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.