شهر زیتونی

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تولدتون مبارک (امام رضا ع)ی همه ❤️

 

پ.ن ۱:

فیلم رو، یکی از دوست‌هام فرستادند و خیلی با ذوق تعریف می‌کردند که این رو که دیدم، یاد تو (یعنی من) افتادند، چون همه‌ی شاخصه‌های من، توی ذهنش رو، این فیلم داشت:

امام رضا ع، حرم و دختر بچه‌ی کوچولو!

 {جدای از سخت بودن، حقیقتا قشنگ هست برام که انقدری تونستم، حسم رو نسبت به یک چیزی، بروز بدم، تا افراد، وقتی اون چیز رو می‌بینند، یاد من می‌افتند؛ چه چیزی بهتر از امام رضا ع و حرم 😍}

۱۰ خرداد ۰۲ ، ۰۷:۱۸
R_A Zeytun
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۱ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۲:۱۲
R_A Zeytun

یعنی واقعا شما بابت اینکه دیوار همش وایستاده و یه کم استراحت نمیکنه، ناراحت نیستید؟



پ.ن :

دوره تحلیل سیستم هام، از این هفته شروع میشه و تا 20م زمان ثبت نام هست؛ اگر دوست دارید شرکت کنید و تهران هستید، میتونید ثبت نام کنید و کد تخفیف 50 درصد برای بچه های بیان و وبلاگ رو براتون ارسال کنم، فقط به من پیام بدید که کد رو براتون ارسال کنم :)


 *دوره مبانی تحلیل سیستم‌ها* 

📅 زمان: پنجشنبه‌ها - از ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

ساعت: ۱۴ تا ۱۸

📍مکان: خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولی‌عصر و برادران مظفر شمالی، پلاک ٩٠٧، [خانه اندیشه‌ورزان]

🔸 هزینه دوره (مجموع ۱۶ ساعت): ۴۰۰هزار تومان

🔗لینک ثبت‌نام:

https://evnd.co/SagPc


۱۷ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۶:۱۳
R_A Zeytun

 

 

 موزیک ویدیو فیلم هناس - برداشتی از زندگی سرکار خانم شهره پیرانی و شهید هسته ای شهید داریوش رضایی نژاد و آرمیتا


هناس = نفس


پ.ن 0:
این هم یه کلیپی از شهید دانیال رضازاده و همسرشون هست و به نظرم پیدا کردن این کلیپ از خیلی جهات، برام معنادار هست

 

 

پ.ن 1:

هناس | حسین حقیقی

 




هنوز همون آدمم خودت بیا ببین

هنوزم عاشقم همین خودت بیا ببین

قرارمی هنوز بهارمی هنوز

ببین که هرچی دارم و ندارمی هنوز

چه باورت بشه چه باورت نشه

تو بیشتر از گذشته‌ ها کنارمی هنوز

هنوز دست من تو دستای توئه

خود تویی ببین کی میگه رویای توئه

نفس بکش هوامو بیین که زنده موندم

ببین که جون گرفتم همین که از تو خوندم

نفس بکش تو دستم بذار هواتو داشته باشم

نفس بکش تو قلبم میخوام صداتو داشته باشم

از من گرفتنت اما تو بامنی

از دست نمیدمت حق گرفتنی

قول بده بیای بازم تو خواب من

بگی هناسمی بگم هناستم

من و نگاهی که مونده سمت آخرین نگاهت

منو شبای خستگی که موندن

واسه همیشه چشم به راهت

بگو که هستی بگو که پای عشقمون نشستی

بگو که چشم تو یه بارم به روی گریه های من نبستی

از من گرفتنت اما تو با منی

از دست نمیدمت حق گرفتنی

قول بده بیای بازم تو خواب من

بگی هناسمی، بگم هناستم


پ.ن 1.5:

دیشب تیزر چند دقیقه ای از دوره تحلیل سیستم رو به صورت رسمی از کانال‌های خانه اندیشه ورزان پش کردند و از همون دیشب، سیلی از پیام‌ها روانه‌ی من شده که شما چراغ سبز رو به ما بده و ما متولی برگزاری دوره‌های بعد میشیم یا بیا و مالکیت فیلم‌های این دوره رو ما بگیریم و هر درآمدی که اون‌ها به تو میدند رو، ما بیشترش رو پرداخت می‌کنیم و...

این حجم از خواسته شدن، به صورت همزمان، عجیب بود

لینک فیلم دوره در بله:

https://ble.ir/khanahouse/526906138322421799/1683123868343


لینک فیلم دوره در تلگرام:

https://t.me/khane_andishevarzan/503


پ.ن 2:

از دیشب یک سردرد خاصی داشتم و امروز خیلی عجیب و بشدت سنگین و برای چندبار تو شرکت گریه کردم. گفتم یه کم از قرآنی که روی میزم هست، همینجوری صفحه باز کنم و یه کم بخونم و آروم بشم؛ با پس زمینه «سنصلی فی القدس» که داشت از لپ تاپم پخش میشد، صفحه 55 قرآن، اومد و بیشتر گریه‌م گرفت:

۱۴ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۷:۵۳
R_A Zeytun
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۷ ارديبهشت ۰۲ ، ۲۳:۲۸
R_A Zeytun
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۵ ارديبهشت ۰۲ ، ۰۹:۰۵
R_A Zeytun
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۳ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۱:۲۶
R_A Zeytun



اگر برای بغل کردنش نبوده و نیست  

برای چیست از این پس، برای چیست دو دست...


پ.ن:

دیروز بعدازظهر از ساعت ۳ تا حدود ۶، جلسه و پس‌جلسه بودم و داشتم توضیح می‌دادم که بعضی مواقع به جای اینکه مدل کلان رو بسازید، وضعیت مطلوبی که یکجایی موجود هست رو توصیف کنید.

من یه سری شاخصه‌ها برای انتخاب همراه آینده‌م تو زندگی‌م داشتم که در نهایت تلاقی همه‌شون شد، فافا؛ الان بخوام وضعیت مطلوب زندگی رو توصیف کنم باید بگم اگر پسر هستید، پارتنرتون باید قابلیت تو بغل‌تون حل شدن رو داشته باشه و اگر دختر هستید، به این آپشن که بتونید تو بغل‌ش جا بشید، توجه کنید.

به نظرم خدا وقتی داشت فافا رو می‌آفرید، به آینده‌ی من نگاه می‌کرد که چه موجودی رو درست کنم که هر لحظه که این بشر (یعنی من) اون بشر (یعنی فافا) رو می‌بینه، هر لحظه عاشق‌تر از قبل بشه و هر لحظه که نمی‌بین‌ش، بخش قابل توجهی از مغزش مشغولِ حسرت خوردنِ این باشه که چرا الان اون بشر،  پیشش نیست و دهنش هم سرویس بشه، تازه این آپشن تو بغل جا شدن رو هم داشته باشه.

(هر دوی این ابنای بشر، فعلا محروم از بغل یکدیگر هستند و در لحظه‌ی خداحافظی، همدیگر را مثل بز نگاه می‌کنند و در سکوت از یکدیگر جدا می‌شوند)

پ.ن ۲:

اگر شما هم به مسئله بنچ مارک یا مرور ادبیات یا الگوبرداری از محتوای اجرا شده در جای دیگر و... زیاد بر می‌خورید و در معرض این فرایند هستید، مراجعه کنید به نوشته‌ی من در سیستوفیا:


در فضیلت دیدن کدو

۲۳ فروردين ۰۲ ، ۱۹:۳۱
R_A Zeytun
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۶ فروردين ۰۲ ، ۱۲:۴۶
R_A Zeytun

کوه ها باهمند و تنهایند

همچو ما باهمانِ تنهایان...

شاملو


پ.ن:

تو اومدی که بفهمم ساعت ۵ صبح روز ۱۴ فروردین هم می‌تونه قشنگ باشه

۱۴ فروردين ۰۲ ، ۰۸:۲۷
R_A Zeytun
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۳ فروردين ۰۲ ، ۲۱:۲۱
R_A Zeytun

عطر تو را نفس زدم

درون سینه آنقدر


که آه هم که میکشم

بوی تو پخش می شود


پ.ن ۰:

حافظ از بوسه‌ی معشوق نوشت، حق هم داشت

قرن او هر دو قدم یک ون ارشاد نبود...


پ.ن ۱:

من و فافا هنوز هم بعد از هر سفر، نمی‌تونیم دلتنگی‌مون رو با بغل، کم کنیم، با تشکر از همه‌ی عوامل و بزرگواران و دست‌اندرکاران این موضوع 





۱۲ فروردين ۰۲ ، ۱۷:۱۸
R_A Zeytun

بباف مویت را مگر مرا آن مو طناب دار شود

مرا بکش بالا چنان که عاطفه‌ات جریحه دار شود...


پ.ن:

دور دار از خاک و خون دامن، چو بر ما بگذری

کاندر این ره کشته بسیارند، قربان شما

حافظ

۱۰ فروردين ۰۲ ، ۱۲:۲۸
R_A Zeytun
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۴ فروردين ۰۲ ، ۰۰:۴۸
R_A Zeytun
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۸ اسفند ۰۱ ، ۲۰:۴۰
R_A Zeytun